مهرادمهراد، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

مهراد من و بابایی

پسرم داره بزرگ می شه

مامانم تازه امروز متوجه شدم که چقدر بزرگ شدی.  امروز رفته بودیم دیدن نی نی دختر عمه سمیه که تازه بدنیا اومده.  اونجا وقتی تو رو کنار آرمیتا کوچولو دیدم به بابایی گفتم قدر کوچولوه این دختر. اما وقتی بابایی گفت که تو کوچیک تر از آرمیتا بودی موقع تولد تازه فهمیدم که پسرم دارم بزرگ می شه. فدات بشم مامانی. خیلی دوست دارم. ...
20 آبان 1391

مهراد به خانه آمد...

امروز بالاخره مهراد کوچولو بعد سه روز به خونه اومد... مهراد کوچولو ساعت 3:45 روز 19 شهریور 1391 تو بیمارستان قائم اردبیل و توسط خانم دکتر طوبی به دنیا اومد. موقع تولد 2985 گرم وزن و 50 سانتی متر قد داشت.   ...
16 آبان 1391

مهراد و بابایی

رابطه ی مهراد و بابایش خیلی نازه. من عاشق بازی و حرف زدن این دوتام. دیدن دو تا شون کنار هم خیلی برام لذت بخشه. عاشقتونم.       ...
13 آبان 1391

مهراد و دریا

مامانی جمعه ٢٨ مهرماه چهلمین روز تولدت بود و  بابایی پیشنهاد داد ببریمت گردش. وای که چه روری بود. هم هوا خیلی خوب بود و هم خیلی وقت بود کنار دریا نرفته بودیمبه همه خیلی خوش گذشت . پسرم تو که عاشق ماشین سواری شدی. تو کل سفر ساکت و آروم بودی و از ماشین سواری لذت می بردی. من و بابا هم از دیدن آرامش شما خوشحال بودیم.               ...
4 آبان 1391

مهراد ملوان می شود

امروز  بعد از اینکه پسرم حموم کرد و کلی خسته شد  لباس ملوانی رو که بابایش براش خریده بود  پوشیده و به یه خواب عمیق و ناز فرو رفته.         ...
2 آبان 1391